السيد الخميني

225

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

ضرورت عقل . اما نفس در عين حال كه صورتى در او منتقش است صورت‌هاى مضادهء با او نيز در او منتقش مىشود بدون اين‌كه صورت اوّل زائل گردد . و نيز در هر جسمى صورت متناهى نقش بندد ، ولى در نفس صورت غير متناهيه منتقش شود ؛ و از اين جهت حكم كند بر امور غير متناهيه . و نيز هر جسمى كه صورتى از او زائل گرديد ، آن صورت در آن بدون سبب مستأنف پيدا نشود ، ولى نفسْ صورت‌هايى [ را ] كه از او غيبت مىكند بىسببِ خارج عود مىدهد . [ اثبات معاد از طريق تجرّد و جاودانگى نفس ] پس ، معلوم شد كه نفس با همهء اجسام در خواص و آثار و افعال مضاد است ؛ پس ، آن مجرد است و از سنخ اجسام و جسمانيات نيست ، و مجردات تفاسد پيدا نمىكنند - چنانچه در محل خود مبرهن است « 1 » - زيرا كه فساد بىمادهء قابله نشود ، و مجردْ مادّهء قابله ندارد ، زيرا كه آن از لوازم اجسام است ، پس تفاسد بر او جايز نيست . پس ، از اينها نتيجه حاصل شد كه نفس به خراب بدن و مفارقت از آن فاسد و خراب نشود ؛ بلكه باقى در عالم ديگرى است و فنا براى آن نيست . و اين معاد روحانى است از براى نفوس و ارواح كه قبل از قيامت براى آنها حاصل است ، تا آن‌كه ارادهء حق تعلق گيرد به عود آنها به ابدان . و ما اكنون در مقام اثبات مطلق معاد هستيم در مقابل منكر مطلق ؛ و از اين مقدمات به وضوح پيوست . [ اثبات نبوّت عامّه از طريق نظام احسن اتمّ ] و ببايد دانست كه از براى نفوسْ صحت و مرض و صلاح و فساد و سعادت و شقاوتى است كه پى بردن به طرق آن و دقايق مصالح و مفاسد آن براى احدى جز ذات مقدس حق ممكن نيست ؛ ناچار در نظام اتمّ ، كه احسن نظام است و قبل از اين معلوم شد كه منظِّم آن حكيم علىالاطلاق است و واقف بر همهء امور است ، تعليم طرق سعادت و

--> ( 1 ) - ر . ك : المباحث المشرقية ، ج 2 ، ص 400 ؛ الحكمة المتعالية ، ج 8 ، ص 385 .